كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا بر كسى كه يك قسمت از قرآن كريم را حفظ كرده است بر آن واجب است كه مداومت نمايد تا فراموش نكند، و آيا در صورت فراموش كردن لازم است كه دوباره آن را حفظ نمايد؟

واجب نيست كه بر آن مداومت نمايد و نسيان نكردن بر او واجب نيست، بلكه مسامحه كردن مكروه است، و در روايت آمده است كه فراموش كننده را در مقابل چشمش پديدار مى شود آنكه حفظ كرده بود و آن را مى داند كه اگر آن را فراموش نكرده بود او را به درجه اش ترفيع مى كرد. و خوب است كه به روايات ذكر شده در وسائل در باب قرائت قرآن كه در باب غير نماز است مراجعه شود.

خداوند متعال فرموده ( ادعونى استجب لكم )( ) مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم راست مى فرمايد خداوند على و عظيم من در بيشتر اوقات زندگيم، و در آن زمان با خودم مى گويم كه ( عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خيرلكم )( ) چه بسا چيزى را دوست نداشته باشيد حال آن كه خير شما در آن است ولكن در برخى از وقتها به من حالت نااميدى رخ مى دهد و قول خداوند را به ياد مى آورم ( و ما دعا الكافرين الا فى ضلال )( ) و دعاى كافران جز در ضلال (گمراهى) نيست و از خدا طلب مغفرت مى كنم ومى گويم: ( ولا يياس من روح الله الا القوم الكافرون )( ) تنها گروه كافران از رحمت خدا مأيوس مى شوند. و با خود مى گويم ما مسلمانيم واجبات را به غير از (خمس) انجام مى دهيم، و تصميم جدّى گرفته بودم آن را هم بدهم ولى وفات مادرم آن را به تأخير انداخت، عرض مى كنم كه تمامى دعاها را تقريباً مى دانم شرط قبولى دعا نزد خداوندى از بنده اى مسلمان چيست؟ و آيا با نبودن يك شرط از شرايط، دعا و توسّل باطل مى شود، و آيا شرايط دعا در نيّت محقق مى شود، همانطورى كه از داستانهائى كه از بعضى مشايخ ما مى شود ما را در شك مى اندازد كه نيّت هاى ما خالص نيست با اينكه علم داريم و حمد مى كنيم كه نيّت ما تنها خداوند عزّوجل است و آيا سحر دعا را حبس مى كند كه به درجه اى اجابت خداوند متعال نرسد؟

براى سحر اثرى در دعا نمى باشد، و دعا گاهى كه به درجه اى اجابت نمى رسد بخاطر فراهم نشدن شرطهاى قبولى دعا است، و گاهى قبول نمى شود چون مصلحت در قبول شدن دعا نمى باشد، پس براى مؤمن لازم است كه دعا را بيشتر نمايد و شرايط قبول شدن دعا را فراهم كند، و سزاوار نيست كه به جهت تأخير افتادن قبولى دعايش دعا را ترك نمايد.

برخى از مردم مى گويند كه به غير از وكيل از حاكم شرعى كس ديگرى نمى تواند به حساب سر سال مؤمنين از لحاظ تعلق خمس رسيدگى نموده و از آنان خمس بگيرد و اينكه دادن خمس به آن كفايت نمى كند آيا اين سخن صحيح است؟

اين گفتار صحت ندارد، بلكه براى صاحب مال جايز است كه با غير وكيل اموال خود را از لحاظ تعلق خمس محاسبه نمايد اگر مورد وثوق و امين و عارف به ميزان شرعى باشد و دادن خمس به آن در صورتى كه اطمينان به رساندن آن به حاكم شرعى و گرفتن قبض از آن داشته باشد، مانعى ندارد.

آرشیو اخبار