كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

دختر علويّه ادعّا مى كند كه پدرش در خرج كردن به خانواده اش كوتاهى مى كند و وضع ما بدانجا كشيده كه در جلو مسجدها دست نياز به مردم باز كنيم تا پولى بدست آورده و خرج زندگى نمائيم، و حتّى اهل منطقه شناختشان از اين سيّد اين است كه او ثروتمند است ولى به خانواده اش بخيل است، آيا جايز است بر او بر فرض اينكه نفقه به خانواده اش بدهد از حق سادات بدهد، و در فرض اينكه پدر ادعّا مى كند كه آنكه بر او واجب است لباس و خوراك است و دادن ديگر چيزهائى كه اختصاص به زنان دارد مثلا و هم چنين پول جيبى دادن كه در عرف مرسوم است به او لازم نيست بدهد، و در مفروض سئوال اگر به پدر لازم باشد كه اين لوازمات را بدهد چونكه وضع فعلى و عادت و عرف بر اين جارى شده است در اين صورت تكليف اولاد چيست؟ آيا به زن و يا يكى از فرزندان جايز است در پشت سر آن و بدون رضايت آن از مال آن بردارند تا در مخارج خودشان صرف نمايند؟

ظاهر اينست كه به پدر اين مخارج اضافى واجب نيست، و بر آنها جايز نيست كه از مال آن بدون اطلاع آن بردارند، و جايز است حق سادات را بر آنها بدهند در صورتى كه عاجز از كسب كردن باشند و يا كسب مناسب شأنشان نباشد.

آيا در هديّه خمس واجب است و اگر هديّه كننده را سر سال شرعى نداشته باشد كه خمس آن را بدهد آيا واجب است خمس آن را بدهد و آيا در سر سال گرفتن خمس آن را بايد بدهد و يا در سر سال شرعيش بايد پرداخت نمايد؟

هديّه هم مثل باقى منفعتها واجب است كه خمس آن را پس از گذشتن سال بدهند اگر در وسط سال استعمال نشود و يا در وسط سال صرف نشود ولى اگر عين آن بدون استعمال باقى بماند خمس آن را به قيمت هنگام دادن خمس بدهد.

ظرفهاى موقوفه هست كه براى پخت و پز روز عاشورا اختصاص دارد، و در زمانهاى اخير از آنها استفاده نمى شود، آيا اجاره دادن آنها به مجالس ترحيم و عروسى براى پخت و پز و دادن وجه اجاره آن به مسجد جايز است؟

جايز نيست اجاره دادن آن تا اينكه وجه اجاره به مسجد عايد گردد بلى جايز است كه در غير روز عاشورا از آنها در مجالس سوگوارى حضرت حسين (عليه السلام) و يا در غير از آن مكانى كه آنجا پخت و پز مى شد استفاده كرد ( بكار برد ) و اگر اين هم ممكن نشد به حاكم شرع مراجعه نمايند.

مردى از منى خودش اسپرى خارج كرده و خواسته كه آن را نگه دارد و وصيت كرده كه اگر او وفات نمود به زنش تلقيح نمايند چون او صاحب فرزندى نشده است ـ پس او وفات نمود و پس از دو ماه به زنش تلقيح كردند و از آن بچه دار شد الف حكم اين وصيت چيست؟ ب ـ آيا براى زن قبول كردن جايز است و يا اينكه لازم است قبول ننمايد؟ جــ آيا فرزند براى مرده و زن آن فرزند شرعى مى شود؟ د ـ حكم ارث بردن ميان آن فرزند و هريك از پدر و مادر چگونه است؟ هـ ـ حكم آن در صورتى كه عدّه اى زن تمام شده باشد و تلقيح پس از عدّه باشد چيست؟

الف ـ اين وصيت نافذ نيست زيرا كه زن با مردن شوهر از عصمت آن خارج مى شود و حرام است كه به زن آب غير شوهرش را تلقيح نمود. بـ ـ واجب است بر زن قبول ننمايد و قبول كردنش حرام است. جـ ـ احتياط وجوبى اينست كه آن فرزند شرعى براى آنها مى باشد، بدين معنى كه واجب است در امر ارث بردن آن از آنها، وارث بردن آنها از آن احتياط نمود، بلى اگر تلقيح از روى غفلت از حرام بودن آن وبا خيال اينكه شرعاً جايز است بوده باشد، آنوقت حكم ولد شبهه جارى مى شود و فرزند شرعى مى باشد هم ارث مى برد وهم از او ارث مى برند. د ـ جواب آن از فرع گذشته معلوم مى شود. هــ براى عدّه اثرى نيست زيرا كه آن بائن است، پس فرق نيست در تمامى آنچه گفته شد ميان اينكه تلقيح پيش از خروج عدّه باشد و يا پس از خارج شدن عدّه باشد.

آرشیو اخبار