دیدار مرجع عالیقدر شیعیان سید محمدسعید حکیم (مدظله) با دو نفر از تازه مسلمان شده ایالت کالیفورنیا امریکا، وتوصیه به پایبندی احکام شرعی وپیروی از خط مشی ائمه معصومین (علیهم السلام).

دیدار مرجع عالیقدر شیعیان سید محمدسعید حکیم (مدظله) با دو نفر از تازه مسلمان شده ایالت کالیفورنیا امریکا، وتوصیه به پایبندی احکام شرعی وپیروی از خط مشی ائمه معصومین (علیهم السلام).
۱۳۹۷/۱۰/۰۴

مرجع عالیقدر شیعیان سید محمدسعید حکیم (مدظله) دو نفر تازه مسلمان شده ایالت کالیفورنیا امریکا را دیدار کرد. معظم له با اشاره بر لزوم خدمت به دین مبین اسلام وآن از طریق پایبندی به احکام شرعی، وعمل به اخلاق نیکو، تا جلوه گر اسلام حقیقی که از سیره ائمه معصومین (سلام الله علیهم) به ما رسیده، وبخاطر آن جانفشانی کردند را به دیگران منعکس کنند.
در پایان معظم له با بیان خرسندی او از هدایت این دو بزرگوار به راه حق، برای قبولی زیارت آنان وموفقیت در دنیا وآخرت دعا کردند  
از سوی دیگر اقای مارک برونس (Mark Bronis) وپسر وی اقای لوكس مارك (Lucks (Mark، از توجیهات وتوصیه های معظم له کمال تشکر و قدردانی را کردند.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

كتابهاى مخالفين ما آيا آنها هم از كتابهاى گمراه كننده اى است كه خريد و فروش آن جايز نمى باشد مگر به قصد اينكه نقض شود و جواب گفته شود؟

كتابهاى مخالفين در اعتقادات از كتابهاى گمراه كننده (ضلال) است امّا كتابهاى آنها در غير عقايد از كتابهاى گمراه كننده (ضلال) نيستند.

ما از محضر شريفتان سئوالى در خصوص شرعى بودن صورتهاى امامان (عليهم السلام) و بالخصوص امام على و حسن و حسين (عليهم السلام) مى نمائيم؟ و استناد مى كنيم به فتواى اخير حضرتعالى كه لطف فرموده بوديد كه آن عبارت از اين بود (ملاقات نمودن با امامان (عليهم السلام) در عالم خواب كه آن را نمى شناسد مگر آنهائى كه صورتهاى حقيقى آنها را ديده باشند و به جمالهاى شريف آنها در حال بيدارى نظر كرده باشند، علاوه بر اين ديدن در حال خواب حجت و دليل شرعى نمى باشد، و ادّعا كننده اى آن هر كسى هم بوده باشد نمى توان اعتماد كرد و صحّه گذاشت) و مقصود از سئوال اين است كه حكم ترسيم نمودن صورتهاى امامان (عليهم السلام) و خريد و فروش آنها چيست؟ و آيا اينها مطابق صورتهاى حقيقى مى باشند؟

صورت هاى ذكر شده از آنها قصد نمى شود مگر تشبيه كردن و آنها صورتهاى حقيقى آنها نمى باشند، و خريد و فروش آنها جايز است، ولى چون كشيدن صورت صاحبان روح حرام است و لذا ترسيم صورتهاى ياد شده حرام است، و لكن نسخه بردارى از آنها و عكس بردارى با وسايل جديد عكس بردارى جايز است.

اميدوارم كه قاعده اى آغاز مسافت را در شهرهاى بزرگ بطور واضح بيان فرمائيد؟ و اينكه از كجا مبداء حساب مى شود آيا كنار محله است، آنوقت جدا شدن محله ها را چگونه تشخيص دهيم؟ و يا به لحاظ خريدهاى روزانه است؟ و يا به جهت تمامى ارتباطات ميان محله ها است؟ مخصوصاً كه احتياجات اهل شهرهاى بزرگ براى بعضى ها پيچيده است مثلاً اى بسا دكتر متخصص در محلّه پيدا نمى شود و يا برخى از لوازمات چرخ ها و ماشين ها در محله مقدم مى باشد و يا به خاطر كمتر بودن رابطه هاى اجتماعى آن ميان اهل يك شهر بزرگ تردد به آن محله ها كمتر مى شود؟ آيا اين و همانند آن باعث مى شود كه آغاز مسافت براى شكست خواندن نماز آخر محلّه را قرار دهيم، اميد است كه قاعده اى اين را به تفصيل بيان فرمائيد؟

مقصود از اين در وضع زندگانى عمومى خودش به آنچه در محله اى خودش هست بسنده كند به طورى كه بيرون رفتن از محلّه يك حالت فوق العاده و استثنائى باشد و همانند سفر كردن باشد، و اين با اشخاص تفاوت مى كند و بعضى از اشخاص هستند كه لوازمات اجتماعى خودش را از تمامى اطراف شهر تهيّه مى كند آنوقت تمامى شهر بر او وطن شمرده مى شود و برخى لوازمات را فقط از محله اى خود فراهم مى نمايد و احتياج در ساير شئون زندگيش به محله هاى ديگر ندارد آنوقت محله اى آن وطنش مى باشد نه محله هاى ديگر و تشخيص با عرف است.

حكم عملى كه بستن رحم مى گويند به جهت اينكه نازا باشد چطور است؟ و در صورتى كه شوهر امر نمايد اطاعت آن واجب است يا نه؟ و چنانچه ضررى در اثر عدم اطاعت شوهر عايد شود حكمش چيست؟ و اگر عمل بستن رحم انجام گردد راه حلى يا كفاره اى بعد از پشيمانى براى اين است و حكم لولب ( دستگاه نازائى ) چيست؟

احتياط وجوبى اين است كه به بستن رحم كه باعث نازائى حتّى در آينده مى شود اقدام ننمايند، و فرمانبردارى از شوهر در اين خصوص واجب نيست در صورتى كه امر نمايد، و اگر چنين كارى كرد غير از استغفار و توبه چيزى بر او نيست و امّا لولب آن جايز است در صورتى كه ندانيم آن نطفه را مى كشد ولى چون آن باعث كشف عورت و دست زدن آن از طرف خانم دكتر مى باشد لذا اقدام كردن به آن جايز نيست مگر اينكه به نبودن حمل هم مضطر باشد، و چاره منحصر به آن باشد كه در آن وقت جايز مى باشد.