دیدار مرجع عالیقدر حاج سید محمدسعید حکیم (مدظله) با گروهی از فرزندان شهدای بسیج مردمی عراق

دیدار مرجع عالیقدر حاج سید محمدسعید حکیم (مدظله) با گروهی از فرزندان شهدای بسیج مردمی عراق
۱۳۹۷/۰۶/۰۴

مرجع عالیقدر حاج سید محمدسعید حکیم (مدظله) گروهی از فرزندان شهدای بسیج مردمی عراق که  از سوی اردوگاه پیشاهنگی آستان مقدس عباسی در کربلا دیدار کردند
معظم له در این دیدار تاکید کردند والدین حق زیادی بر گردن فرزندان دارند، زیرا آنها فرزندان را تربیت و سرپرستی کرده اند و مخارج آنها را پرداخت کرده اند و از این رو فرزندان باید احترام والدین را حفظ کنند و در رفتار با آنها نیکوکار ومهربان باشند و حقوق آنها را رعایت کنند تا در جامعه بخاطر انها سربلند باشند، همچنین فرزندان بایستی بر خود اعتماد کنند تا بتوانند پس از مدتی روی پای خود بایستند و بدون تکیه بر دیگران راه خود را در جامعه پیدا کنند.
معظم له در ادامه به حق مادر بر فرزند اشاره کردند و افزودند تمام فرزندان به ویژه فرزندان شهدا باید مطیع مادر باشند و به توصیه ها و نصیحت های او گوش فرا دهند تا ارزش هایی را که پدران به خاطر آنها شهید شدند حفظ کنند و این ارزش های چیزی نیست جز دین و اعتقادات و میهن ما که شهدا در راه دفاع از آن شهید شدند.
در پایان ایشان برای فرزندان شهدا وبه حامیان ایتام و محسنین به ویژه حامیان ایتام شهدا از خداوند متعال توفیق وقبولی اعمال را خواستار شدند

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

مرد سنّى يك زن شيعه را با اجازه پدرش ازدواج كرده، و مرد هم مرد دينى است و اهل بيت (عليهم السلام) را دوست مى دارد، پس از مدتّى ميان زن و شوهر اختلاف و مشكلاتى بوجود آمده و از نيكان براى اصلاح آنها اقدام نمودند، ولى پدر دختر اين اختلافها را كه شنيد، عوض اينكه ميان آنها آشتى دهد به اختلاف دامن زد و طلاق دخترش را خواستار شد، و هيچگونه اصلاح را قبول نكرد، و طلاق هم از ترس پدرش اجبارى شد و زن آن را به مرد از لحاظ دامنه دار نشدن مشكلات تحميل نمود آيا اين طلاق درست مى باشد، و در صورتى كه طلاق خلعى باشد (نمى شود رجوع كرد) آيا خلعى بودنش صحيح است، و اگر صحيح باشد چاره براى رجوع كردن زن و شوهر چيست؟

اگر شوهر را به طلاق دادن مجبور كنند طلاق صحيح نمى شود، و امّا اگر شوهر خودش بخواهد طلاق دهد و به آن راضى باشد اگر چه براى رهائى از پى آمدها و مشكلات باشد آنوقت طلاق صحيح مى شود، ولى خلعى نمى شود اگر زن آماده براى قيام به حقوق همسرى بوده باشد، و در آن صورت شوهر حق دارد كه به زنش رجوع كند اگر در عدّه باشد، و امّا پس از تمام شدن عدّه احتياط وجوبى اين است كه دوباره عقد بخوانند.

اختلافى ميان من كه صاحب كار هستم با كارگرم كه نزد من بيش از يك ماه است كار مى كند بوجود آمده است و آن اختلاف اين است: كارگرم در هر هفته هفت هزار دينار مزد مى گرفت و مدّتى است كه وضع بازار تغيير يافته و خريد و فروش كم است خواستم كه كار را مدّتى تعطيل نمايم كارگرم گفت تكليف من چگونه خواهد شد گفتم وقتى كه دوباره كار را شروع كرديم آن وقت مزد هفتگى را كم خواهم نمود و نگفتم كه تو كارت را بطور هميشه تعطيل كن و او به حسابى كه خودش مى كرد كارش را ادامه داد كه مزد خواهد گرفت در صورتى كه در نظر من كار تعطيل شده است و در صورت شروع دوباره مزد آن را به مزد جديد پرداخت خواهم كرد، ولى پس از چهار روز به خانه من آمد و گفت مزد كارم را مى خواهم گفتم مزدت چقدر است گفت چهار هزار دينار مقابل چهار روز كارم مى باشد من گفتم تو براى من كار مى كنى در صورتى كه من دوباره كار را شروع نكرده ام به او هزار دينار نه به جهت مزدش بلكه به لحاظ مساعدت دادم ( آيا اين حساب مى شود به آن چهار هزار دينار چهار روزى كه من كار را دوباره شروع نكرده ام؟ ) و در صورتى كه حضرتعالى پرداخت اجرت را لازم بدانيد آيا جايز است كه من آن هزار دينار را عوض مزد چهار روز آن قرار دهم با علم به اينكه ما توافق كرده بوديم كه اجرت را كم نماييم ولى اندازه كم كردن را معين نكرده بوديم؟

اگر كارمند در طول اين مدت كارى انجام ندهد چيزى را مستحق نيست و اما اگر با اجازه تو كار كرده باشد اجرت مثل بكارش مى رسد در صورتى كه به مزد اوّلى نرسيده باشد، و اما اگر از مزدى كه در اول تعيين شده بود زيادتر باشد احتياط وجوبى اين است كه مصالحه نمايند.

آيا دشنام دادن و لعنت كردن و يا غيبت كردن مخالف و يا ناصبى جايز است؟

سزاوار نيست كه مؤمن دشنام دهنده باشد، و در غيبت مردم سخن بگويد خصوصاً كه فتنه و يا مشكله بيافريند.

كسى كه مدّتى استمناء كرده در حالى كه نمى دانست كه آن عمل حرام است و انسان را جنب مى نمايد آيا حكم نمازها و روزه هاى آن چيست؟

واجب است نمازها را اعاده و قضاء نمايد و به آن اندازه كه يقين به باطل بودنش دارد كفايت مى كند، امّا روزه اش صحيح است و قضا كردن آن لازم نيست.

آرشیو اخبار