یادآوری زندگانی امام محمد جواد علیه السلام

یادآوری زندگانی امام محمد جواد علیه السلام
۱۳۹۶/۰۵/۲۸

مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی سید محمد سعید حکیم (مدظله) ، روز جمعه 25 ذیقعده 1438هـ ، در استقبال جمعی از دانشجویان شهر الدیوانیه عراق به یادآوری زندگانی امام محمد جواد علیه السلام پرداخته ، مبارزه با دشمنان ، مقاومت در برابر مامون و معتصم عباسی بعد از شهادت پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السلام را بازگو نموده ، و کیفیت اثبات امامت خویش در شرایط سنی کم که هفت سال داشتند را مورد توجه قرار دادند ، اعتماد بر توانایی ذاتی امامت ایشان با وجود قدرت و سلطه دشمنان را متذکر شدند .
ایشان در خلال این دیدار ، جامعه و جوانان را به اهمیت افزایش معرفت مفاهیم الهی که از مسیر اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده را مورد توجه قرار داده و یادآوری سیره پاک آنان و افزون خواهی ویژه از هدایت ایشان برای روشنگری و چراغ راهنما بودن مسیری مستحکم جهت پیروزی و سعادتمندی دنیا و آخرت را مورد تاکید قرار دادند .

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در اينجا شبهه اى هست مفاد آن اينست: كسى كه بر امامت پس از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)با دليل تاريخى استدلال مى كند و آن اينست كه موقعيتى كه اسلام در آن زمان داشت بودن فارسها و روم و منافقين و در كمين نشتگان به اسلام ايجاب مى كرد كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) خليفه اى بعد از خود تعيين نمايد و شبهه اينست كه تعيين خليفه به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)بعد از خودش بوده و بدين لحاظ از منصب امامت كنار گذاشته مى شود و آن همانند تعيين نكردن است و خطر باقى مى ماند جواب شبهه چيست؟

وظيفه اى خداوند متعال به موجب حكم عقل از راه لطفش كه ثابت است همانا حفظ نمودن مصلحتها و دورى از مفسده ها در تشريع و قانون گذارى مى باشد، بدين سان كه طريقه كاملى را تشريع نمايد كه مردم را اصلاح نمايد، و به صلاح آنان باشد، و براى اين دليل و حجّت كافى اقامه نمايد، تا اينكه هر كسى كه هلاك شود با وجود دليل و بينّه هلاك شود و زندگى كند هر كه زنده است با برهان و بينهّ زندگى نمايد، و امّا پس از كامل شدن شريعت و صلاح آن، اختيار براى مردم باز است، اگر خواستند شكرانه اى نعمت با پيروى از شريعت مى نمايند و به سعادت مى رسند، و اگر خواستند كفران نعمت با مخالفت كردن به شريعت نموده و هلاك مى گردند، همانطورى كه خداوند فرموده ( انّا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا )( ) ما راه را به او نشان داديم خواه شاكر باشد (پذيراگردد) يا ناسپاس. و امامت از جمله اى شريعت است، كه خداوند آن را بطورى قرار داده كه اگر به آن عمل شود امر اسلام اصلاح مى گردد، و آنكه به عهده اى او بود اداء كرده است، و آنكه به عهده اى مردم است باقيمانده است، پس اگر به آن عمل كردند امر اسلام اصلاح مى شود، و اگر روگردان شدند آنان پى آمد كارشان را خواهند ديد، و براى آنان حجّتى براى خداوند عالم نيست بلكه حجت براى اوست بر آنان، اما اگر خداوند امامت را از جمله اى شريعت قرار ندهد، آنوقت آنان جرمى ندارند بلكه حجت اينها بر خدا مى باشد و تقصير از ناحيه او مى باشد و مسئوليت از آن او مى شود، در صورتى كه خداوند سبحان از اين (تهمت) به دور و منزه است تعالى عن ذلك علو اكبيرا.

ما دو طرف هستيم كه در انجام كار شركت كرده ايم ، اوّلى سرمايه را داده و دومى هم كارها را از قبيل خريد و فروش خرما را انجام مى دهد با اين قرارداد كه اوّلى يك سوم سود را در صورت بودن ببرد و دوّمى دو سوم را ببرد و به موجب سند نوشته شده به مبلغ 1350000 دومى ضمانت نمود و در اختيار او قرار گرفت و به خريد و فروش خرما مشغول شد و از فروش مبلغ 186000 دينار جمع شد و يك مرتبه نرخ خرما پايين آ مد و زيان كرد و فقط يك قسمت از سرمايه به دست آمد، آيا حكم باقى سرمايه چيست؟ آيا طرف دوم از زيان تحمّل خواهد نمود مخصوصاً كه ضمانت مبلغ مزبور را نموده و امين قرار گرفته است، و از سوى ديگر طرف دوم در مبلغى كه ( 186000 دينار كه ) نزد او بوده است پيش از آنكه تصفيه حساب سرمايه را نمايد و بدون اينكه از صاحب سرمايه اجازه بگيرد در منافع شخصى خود خرج كرده است، و ثانياً آن مبلغ كه از فروختن خرما نزد او جمع شده بود نزد او كه امانت بود عذرخواهى مى كند كه آن را خرج كرده است و چيزى از آن نزد او باقى نمانده است و درخواست مسامحه و چشم پوشى كرد و مبلغ را پايين آوردند تا اينكه به 6800 دينار رسيد ولى او با اينكه دو سال گذشته است و در تازگى قيمتها بالاتر از زمان قرارداد بستن با اوّلى تا پايان توافقشان رسيده است ولى آنها نداده است آيا وظيفه شرعى دو طرف چيست؟

زيان از آن سرمايه است و عامل نمى تواند در مال پس از تمام شدن مضاربه تصرف كند، و اما مبلغى كه پيش از پايين آمدن قيمت بدست آمده بود بايد عامل تمامى آن را برگرداند بلى چون توافق به پايين آوردن مبلغ مزبور شده اند چنانچه توافق با رضايت مالك باشد و وقت دادن آن محدود نباشد لازم است كه آن را پرداخت نمايد ولى اگر وقت آن محدود باشد و دومى از پرداخت آن در وقتش خوددارى كند مالك حق دارد از توافق اخير برگردد و آن مبلغى را كه وقت پايين آمدن قيمتها در نزدش بود مطالبه كند، و اينها در صورتى است كه در اولين توافق ضامن بودن طرف دومى به زيان شرط نشده باشد، اما اگر ضمانت شرط شده باشد معامله به حكم قرض مبدل مى شود طرف اول ( صاحب سرمايه ) تمامى مبلغ را مى تواند بخواهد و براى دومى از سود چيزى نمى رسيد.

نزد ما در دولتهاى خليج دستگاههاى گيرنده اى هست كه مى تواند تمامى كانالهاى ايستگاههاى تلويزيونى جهان را كه بنام ماهواره مى باشد مى گيرد و بيشتر كانالها فيلمهاى زننده و لخت و عور و يا مقدمات آن را نشان مى دهند، آيا شخص مى تواند كه با اين دستگاه آن كانالها را بگيرد و آيا نظرتان اينست كه استعمال آن بطور كلّى حرام است و يا تنها آن كانالها را كه فيلمهاى زننده و لخت و عور را نشان مى دهند حرام است، و ما جريان قطيف را مى دانيم و آنها در معرض خطر از لحاظى و جهت ديگرى بودند چه بهتر كه حكم قطعى آن بدون تفصيلى كه در آن اعتبار اذيّت نوع باشد بيان گردد؟

چه بهتر كه در صورت امكان سعى شود اين دستگاهها وارد مملكت و شهرها نشود تا از فساد عمومى جلوگيرى شود و پس از وارد شدن آنها به مملكت و شهر چاره اى براى جلوگيرى از آن نباشد و لازم است بر مؤمن كه اگر از خود و خانواده اش از مرتكب شدن به حرام خاطر جمع نباشد از آن دورى گزيند و اجتناب نمايد، و چنانكه اگر خريدن آن ديگران را كه اطمينان نيست كه از حرام خوددارى كنند جرئت به خريدن آن و استعمال آن در حرام بنمايد باز هم لازم است آن را نخرد زيرا كه حرام است جرئت دادن و تشويق كردن به حرام همانطورى كه عقلا و شرعاً خودش و خانواده اش را در معرض انجام دادن حرام قرار دادن حرام است و خداوند از نيّت ها آگاه است.

معلوم است كه ادعا كردن بر اينكه ميّت مديون است احتياج به شاهد و سوگند استظهارى دارد، آيا درباره زنده هم حكم همين است، و يا اينكه احتياج به سوگند نيست، و آيا در صورت شاهد تنها بايستى سوگند هم ضميمه گردد، و در صورت نبودن شاهد تنها قسم اگر اطمينان آور باشد كفايت مى كند؟

مديون بودن زنده تنها با دو شاهد ( بيّنه ) ثابت مى شود و احتياج به سوگند نيست، همانطورى كه با يك شاهد و سوگندى هم ثابت مى شود، و با شهادت يك مرد و دو زن هم ثابت مى شود بدون اينكه احتياج به سوگند باشد.

آرشیو اخبار